السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

127

تفسير الميزان ( فارسي )

كند ، و خدا بزرگتر از چنين نقص و عجز است ، علاوه بر اينكه اصلا اين معنا مخالف با ظواهر آياتى بى شمار است ، كه در اين مورد وارد شده ، مانند آيه : ( وَلَوْ شِئْنا لآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها ، اگر ميخواستيم هدايت همه نفوس را بانها ميداديم ) ، « 1 » يعنى هر چند كه خود آن نفوس نخواهند هدايت شوند ، پس مشيت خدا تابع خواست مردم نيست ، و آيه شريفه ( وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً ، و اگر پروردگارت ميخواست تمامى مردم روى زمين همگيشان ايمان مىآوردند ) ، « 2 » پس معلوم مىشود اراده مردم تابع اراده خداست ، نه به عكس ، چون مىفرمايد : اگر او اراده مىكرد كه تمامى مردم ايمان بياورند ، مردم نيز اراده ايمان مىكردند ، و از اين قبيل آياتى ديگر . پس اراده و مشيت ، اگر تحقق پيدا كند ، معلوم مىشود تحقق آن مراد به اراده خداى سبحان و مشيت او بوده ، و همچنين افعالى كه از ما سر مىزند مراد خداست ، و خدا خواسته كه آن افعال از طريق اراده ما ، و با وساطت مشيت ما از ما سر بزند ، و اين دو يعنى اراده و فعل ، هر دو موقوف بر امر خداى سبحان ، و كلمه ( كن ) است . پس تمامى امور ، چه عادى ، و چه خارق العاده ، و خارق العاده هم ، چه طرف خير و سعادت باشد ، مانند معجزه و كرامت ، و چه جانب شرش باشد ، مانند سحر و كهانت ، همه مستند باسباب طبيعى است ، و در عين اينكه مستند باسباب طبيعى است ، موقوف باراده خدا نيز هست ، هيچ امرى وجود پيدا نمىكند ، مگر بامر خداى سبحان ، يعنى به اينكه سبب آن امر مصادف و يا متحد باشد با امر خداى تعالى . و تمامى اشياء ، هر چند از نظر استناد وجودش بخداى تعالى بطور مساوى مستند به او است ، به اين معنا كه هر جا اذن و امر خدا باشد ، موجودى از مسير اسبابش وجود پيدا مىكند ، و اگر امر و اجازه او نباشد تحقق پيدا نمىكند ، يعنى سببيت سببش تمام نميشود ، الا اينكه قسمى از آن امور يعنى معجزه انبياء ، و يا دعاى بنده مؤمن ، همواره همراه اراده خدا هست ، چون خودش چنين وعده اى را داده ، و در باره خواست انبيايش فرموده : ( كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي ) ، « 3 » و در باره اجابت دعاى مؤمن وعده داده ، و فرموده : ( أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ) الخ ، « 4 » آياتى ديگر نيز اين استثناء را بيان مىكنند ، كه در فصل سابق گذشت . 6 - قرآن معجزه را به سببى نسبت ميدهد كه هرگز مغلوب نميشود . در پنج فصل گذشته روشن گرديد كه معجزه هم مانند ساير امور خارق العاده از اسباب عادى خالى نيست و مانند امور عادى محتاج به سببى طبيعى است ، و هر دو اسبابى باطنى غير آنچه ما مسبب ميدانيم دارند ، تنها فرقى كه ميان امور عادى و امور خارق العاده هست ، اين است كه

--> 1 - سوره سجده آيه 13 2 - سوره يونس آيه 99 3 - سوره مجادله آيه 21 4 - سوره بقره آيه 186